هدفی که مرا وادار به جبهه آمدن نمود ، یاری دادن به دین خدا و لبیک گفتن به کمک خواهی حسینی بود که هزار و چهارصد سال پیش فریاد برآورد:
«هـل من ناصـر ینصـرنی» که این پیام در این زمان از لسان فرزند او ، امام به گوشم رسید و با جان ودل به آن پاسخ مثبت دادم و خدایا تو گواه باش که هر چه در توان داشتم ، از برای دین دریغ نورزید
منافقین بدانندکه ما هیچ وقت کورکورانه راه خود را انتخاب نخواهیم کرد ، بلکه پیمودن این راه با کمال آگاهی و بصیرت است.
.....
منافقین داخلی و کفار خارجی
بدانند که از هر قطره خون ما ، هزاران حزب الله دیگر بپا خواهد ایستاد
واسلحه به زمین افتاده مان را برخواهند داشت و علیه آنان خواهند جنگید.
آخرین دست نوشته شهید چمران دقایقی قبل از شهادت ، داخل ماشین و در حال رفتن به سوی دهلاویه که بعد از شهادتش از جیب پیراهنش بیرون آورده شد درحالی که خون آلود بود.